کمی پنجره


نویسنده: یک حوا در ۱۶ تیر , ۱۳۸۸

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم
من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم
شاعر شنیدنی ست ولی میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم
این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم
مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم
یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم

نوشته شده در محمد علی بهمنی

۲ نظرات برای “شبهای شعر خوانی من بی فروغ نیست|محمد علی بهمنی”

گفت:من ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ق.ظ

عالیست

پیر غزل غوغا می کند

از اولین ها بود که به غزل صمیمیت بخشید

یاعلی

گفت:حدیث ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در ۶:۱۷ ق.ظ

من عاشق محمد علی بهمنی ام
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

ارسال نظر

تچر آی تی